
عروس شدم بر حسب اتفاقپدر نبودکه زن بگیرد از آبيا مادرم راكه گريه غرقش مىكردعروسکی بود موجیکه درمیرفت با برادرتا پشت هفت سالگیو باد اگر وا نمیکرد پاهاملیز نمیشد اين لا / لاییتا بپرد خواب از سر كوچه و لی لیکل نمیکشید دردتا بپیچد جيغلای موهامكه هرگز طناب نشد مادرم نجاتوقتى عروس شدمپدر سوراخو مادرم اتفاقى بودكه افتاداما بند نيامد نقد و بررسی مشکلات بر همه جا سایه افکنده است. شرقی و غربی ندارد. زندگی از حقیقت وحشی و بیرحم خود دور شده و به سمت تصنع و قراردادها رفته است. دیگر کسی صدای زن را که وحشیترین...
ادامه مطلب