ورپریده

خرید بک لینک

با منی که پیچ خورده يك لنگه پاش
لای این شب ها
آمده ای تا زل بزنى
به قراری که ندارم
بعد بیرون بزنی
از لنگه ی بازم
و گوشه ی این خواب

چقدر پریدن به منِ ور پریده می آید
يا نیامدن
كه با تو در جنگ است بى تو
مثل موجي که فقط می آید
تا رفته باشد بعدن
رفته ای حالا
و ساعت از ما گذشته دیگر

خیس است جای این خالی
چقدر خون مکیده پستانم
که چکه می کنم از تخت

ترك بر نمی دارد سقف
تنها
برداشته از من لب هات
تا برود
دل دل نکند
چفت شود شاید
در دهانی تنگ

کاش دستی ببری
ته این خواب
یا دست از سر این اتاق برداری .

نقدی بر شعر زهرا هاشمی...

ما را در سایت نقدی بر شعر زهرا هاشمی دنبال می‌کنید

برچسب: ورپریده, نویسنده: بازدید: 55 تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 18:01

صفحه بندی