زنگی که مدام می زند دَرم
کدام پنجره را نشانه رفته
که انگشت کرده تنهاییم
و بالا نمی آورد ماه
سوراخم نمی کند چرا این بغض
که ريخته در خیابان
و غرقم نمى كند در نوح
فرمانى بپيچد كاش
و زيرم بگيرد باز
حالا که بهرام می برم معکوس
پا پس کشیده لبم از گور
به جهنم اگر این شعر
خیال سرگیجه ندارد
يكى بيايد صدايم كند
در خورنق
#زهرا_هاشمی
نقدی بر شعر زهرا هاشمی...ما را در سایت نقدی بر شعر زهرا هاشمی دنبال میکنید
برچسب: گيجه, نویسنده: بازدید: 84