نقدی بر شعر زهرا هاشمی

خرید بک لینک
فکر می کنم به خیابانیکه در کوچه خواهد ريختکوچه ايكه در حوض نقاشىزنگی که مدام می زند دَرمکدام پنجره را نشانه رفتهکه انگشت کرده تنهاییمو بالا نمی آورد ماه سوراخم نمی کند چرا این بغضکه ريخته در خیابانو غرقم نمى كند در نوحفرمانى بپيچد كاشو زيرم بگيرد باز حالا که بهرام می برم معکوسپا پس کشیده لبم از گور به جهنم اگر این شعرخیال سرگیجه ندارديكى بيايد صدايم كنددر خورنق #زهرا_هاشمی نقدی بر شعر زهرا هاشمی...ادامه مطلب

ما را در سایت نقدی بر شعر زهرا هاشمی دنبال می‌کنید

برچسب: گيجه, نویسنده: بازدید: 86 تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 18:01

بعید نیستباکره ای باشمدمِ یائسه گی داغمريمى مقدستا سينه در تنوری سردو لا به لای سفره ایکه دست برده در دل و روده ام تا مغزپرده را کشیده باشم از بیخجوری که سرم سوت و مجدلیهسرسام بگیرد از بی کسیبیخود نیستدر حوالی ات اگر گاهیدلم خواسته گاوی باشمتا خماری کند چراچشم بسته پای گوش هاتکه از چراگاهچپ نمی شود دیگراز عیسی بعید بودبعید بود که عیسیتنها خودش را کرده باشد چوپانیدر بوی قرمه سبزی مراچند روز و شبچرانده باشی خوب است؟ زهرا_هاشمی نقدی بر شعر زهرا هاشمی...ادامه مطلب

ما را در سایت نقدی بر شعر زهرا هاشمی دنبال می‌کنید

برچسب: یائسگی, نویسنده: بازدید: 38 تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 18:01

با منی که پیچ خورده يك لنگه پاشلای این شب هاآمده ای تا زل بزنىبه قراری که ندارمبعد بیرون بزنیاز لنگه ی بازمو گوشه ی این خوابچقدر پریدن به منِ ور پریده می آیديا نیامدنكه با تو در جنگ است بى تومثل موجي که فقط می آیدتا رفته باشد بعدنرفته ای حالاو ساعت از ما گذشته دیگرخیس است جای این خالیچقدر خون مکیده پستانمکه چکه می کنم از تخت ترك بر نمی دارد سقفتنهابرداشته از من لب هاتتا بروددل دل نکندچفت شود شایددر دهانی تنگ کاش دستی ببریته این خوابیا دست از سر این اتاق برداری . نقدی بر شعر زهرا هاشمی...ادامه مطلب

ما را در سایت نقدی بر شعر زهرا هاشمی دنبال می‌کنید

برچسب: ورپریده, نویسنده: بازدید: 57 تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 18:01

خانه را که از تنم درآوردمریختم در كاميونو جاده را چنان گرفتم در مشتکه شهر زیر پایمجیغ میکشد هنوزو خانهایی که لخت کردمشبه گردم نمیرسد دیگرفقط شب را بلند میکند از تختو در بوی پيراهنمکه جا مانده گوشهی کمداتاق را قدم میزند در هالبعد به آشپزخانه... مثل یک پرنده که میپرد از بشقابهاچون برقاز سر یخ بستهی یخچالموجي که هواییستبیرون میزند از تنگسرریز میشود توی چار گوشهایی که گوش نمیدهد دیگربه این بوقهای پی در پیو خوابیکه پریده از پنجرههایشرنگݒَرِتِ پرتِ یک صحراستکه از چاله افتاده فلسهایش در چاهدل به آغوش هیچ تنگی نمیدهد دریاشجز خانهایی که درآوردم از تنمریختمش در اتاقی خالیتا قفلم نقدی بر شعر زهرا هاشمی...ادامه مطلب

ما را در سایت نقدی بر شعر زهرا هاشمی دنبال می‌کنید

برچسب: موجی, نویسنده: بازدید: 47 تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 18:01

حتی از این شعر که حاملهاش کردهایدرد میکشمآنقدر که هر چه از این کیسه آبمیخورمباز تشنه تریو خونخوارترجفتیست که دل میکَند از رگهامهی دست میبری توی سی سالگیمپیدایم نمیکنیهی تاب میخوری توی انداممو سوتی که میکشد سرمآب از سرش گذشته و موهایمروی رودخانهها شناور استو انگشتهام شایدشاخهی خشک ِ پشت ِ شیشههاستکه هر جور حسابش میکنممساوی نیستنمیشوددیگر جفت نمیشود پاهامو منکه روی این سطرها از حال رفتهاماز نفرتی که به ناف این حفره بستهاینفرینیترمسوتین سیاه مرا شیر میدهی فقطو بیمارستان که شخم میزند لبهاممکندهایستکه هر چه خون میخوردسفید نمیشود رویمو دستهای ول شدهاتزیر ملافههاح نقدی بر شعر زهرا هاشمی...ادامه مطلب

ما را در سایت نقدی بر شعر زهرا هاشمی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 18:01

صفحه بندی